مهدى حائرى يزدى
6
آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )
علوم بديهى و علوم اكتسابى علوم تصورى و تصديقى هر يك به نوبهء خود به تصور و تصديق بديهى و تصور و تصديق كسبى تقسيم مىشود . تصورات و تصديقات بديهى « 6 » نيز به تصورات و تصديقات اوليه و تصورات و تصديقات غير اوليه قابل تقسيم است چنان كه اكتسابيات تصوريه و تصديقيه هم به اقسام منطقى خود بخش مىشوند كه از جملهء آنها حدود و رسوم اشياء در باب تصورات اكتسابيه ، و قياسات برهانى و جدلى و خطابى و شعرى و سفسطى در باب تصديقات اكتسابيه مىباشد . علم افزايش است نه كاهش نكته اينجا است كه چون هر يك از اين اقسام شناختهاى تصورى و
--> ( 6 ) مقصود از بديهى يا بديهيات در تصديقات همان مقدمات ضروريه است كه در كتاب برهان بهعنوان ضروريات ششگانه ناميده شده و اين ضروريات عبارت است از : اوليات ، مشاهدات ، وجدانيات ( بطنيات ) ، فطريات ( قضاياى قياساتها معها ) ، تجربيات و متواترات . « اوليات » قضايائى است كه تصورات ثلاثه كافى است و در حكم و اذعان به نسبت حكميه هرچند كه هر يك اين تصورات خود اكتسابى باشد . بنابراين اكتسابى بودن تصور طرفين قضيه تأثيرى در بداهت علم تصديقى به قضيه ندارد . قضيه « ممكن نيازمند به مؤثر است » بدينگونه است كه اگر ما تصور معناى امكان و نيازمندى به مؤثر را بطور كامل بدست آورديم گرويدن و پذيرفتن اين قضيه بدون هيچ دليلى حاصل خواهد بود . اين كه مىيابيم كه برخى از متكلمين مىگويند : « ممكن در حدوث نياز به علت مؤثر دارد نه در بقا » و به خيال خود با اين سلب جزئى آن ايجاب كلى را كه گفته شد از اوليات است نقض كردهاند به خاطر همين مطلب است كه بهدرستى معناى امكان و رابطهء بين ممكن را با عامل مؤثر خود درك تصورى نكردهاند و ندانستهاند كه ملاك نيازمندى به عامل مؤثر حدوث نيست بلكه اين امكان ماهيات ممكنه است كه اين ماهيات را پيوسته و در حد ذات نيازمند و وابسته به مؤثر ساخته است چه در حالت حدوث و چه در حالت بقاء و چه در هنگام وجود و چه در هنگام عدم . يكى ديگر از قضاياى اوليه كه حتى در ميان خود حكما محل بحث و گفتوگوى بسيار واقع شده قاعده « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » است . در اين قاعده نيز خواجه - نصير الدين طوسى مخالفين اين قاعده را محكوم مىكند به اينكه تصورات اطراف قاعده را بهدرستى ارزيابى تصورى نكردهاند و معناى « واحد » را كاملا اندريابى ننمودهاند . و اگر چنين مىكردند اين قاعده هرگز مورد انكار يا ترديد نمىبود .